زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت

انسان مجبور نیست حقایق را بگوید ولی مجبور است چیزی را که می گوید حقیقت داشته باشد

تهمت و دروغ را دشمن سفارش میدهد و منافق میسازد و عوام فریب پخش میکند وعامی انرا میپذیرد

به آن که اعتراض می کند که چرا دانشجویان دست می زنند و صلوات نمی فرستند می گویم:صلوات نفرستادن جوانان گناه توست.چرا که خود می دانی صلوات را به چه صورتی دراورده ای و برایش چه مصرف هایی درست کردی.یکی این که تا شخصیت گنده ای وارد مجلس شده صلوات فرستادی.مصرف دیگرش حرکت تابوت و جنازه است در میان زندگان.مصارف دیگرش هو کردن یک سخنران .پایین کشیدن یک منبری و مسخره کردن کسی.اینهاست مصارفی که تو برای صلوات ساختی.تو هیچ وقت به بوسیدن دست اعتراض نکردی حال به دست زدن اعتراض می کنی؟

-انسان در زیر بار سنگین موفقیت هایش دارد مسخ می شود.علم امروز دارد انسان را به یک حیوان قدرتمند تبدیل می کند.

استوار بودن و زیر بار هر حرفی نرفتن دین من است.

در شگفتم که سلام آغاز هر دیداریست،ولی در نماز پایان است.شاید این بدین معناست که پایان نماز آغاز دیدار است.

-در بی کرانه ی زندگی دو چیز افسونم کرد؛آبی آسمان که می بینم و می دانم نیست و خدایی که نمی بینم و می دانم هست.