ش
شاد بادا روح آن رندی که او بر سر کوی مغان یابد وفات
شرمم از خرقه ی آلوده ی خود می آید که به هر پاره دوصد شعبده پیراسته ام
شهر یاران بود و جای مهربانان این دیار مهربانی کی سرآمد شهریاران را چه شد
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حایل کجا دانند حال ما سبکساران ساحلها
شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان
که به مژگان شکند قلب همه صف شکنانشب تار است و ره وادی ایمن در پیش
آتش طور کجا موعد دیدار کجاستشکر ایزد که به اقبال کله گوشه ی گل
نخوت باد دی و شوکت خار آخر شدشکر آنرا که میان من و او صلح افتاد
حوریان رقص کنان ساغر شکرانه زدندشاه نشین چشم من تکیه گه خیال توست جای دعاست شاه من بی تو مباد جای تو
+ نوشته شده در ساعت توسط 1
|