ف-ق
فرصت شمر طریقه ی رندی که این نشان چون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست
فراق و وصال چه باشد رضای دوست طلب که حیف باشد از او غیر تمنایی
فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم
قلندران حقیقت به نیم جو نخرند قبای اطلس آن کس که از هنر عاریست
قصر فردوس که رضوانش به دربانی رفت منظری از چمن نزهت درویشان است
غافل آن کو به شمشیر از و می پیچد عنان قند را لذت مگر نیکو نمی داند مگس
+ نوشته شده در ساعت توسط 1
|