ج
جفا می کن جفاات جمله لطف است
خطا می کن خطای تو صواب استجهان آفرین تا جهان آفرید
سواری چو رستم نیامد پدیدجهان عقل و جان سرمایه ی توست
زمین و آسمان پیرایه ی توستجهان آن تو و تو مانده عاجز
ز تو محرومتر کس دیده هرگزجهان انسان شد و انسان جهانی
ازین پاکیزه تر نبود بیانیجز افسون و افسانه نبود جهان
که بستند چشم خشیارها
+ نوشته شده در ساعت توسط 1
|