1
define
معنی داشتنcapacity
توانایی ظرفیتchoice
چاره حق انتخابprevent
جلوگیری کردنcourt
دادگاهvital
مهمtransfer
انتقال دادنget
شدن سبب شدن وادار کردنspoil
فاسد شدنentire
کل تمامadopt
وفق دادن متناسب کردنburn up
سوزاندن به طور کاملcombine
ترکیب کردنcomparison
مقایسهcompare
مقایسه کردنconjuction
حرف ربطdescribe
توصیف کردنdepend
بستگی داشتنefficient
موثرheading
عنوان سرفصلinjure
آسیب رساندنjoint
مفصل
+ نوشته شده در ساعت توسط 1
|