smoothly به آرامی

pro موافق-طرفدار-حرفه ای

upset برگرداندن

ball رقص

refuse رد کردن نپذیرفتن

refer to اشاره کردن به-رجوع کردن به

release آزاد کردن0رها کردن

rely on متکی بودن به-وابسته بودن

skull جمجمه

statement جمله-بیان

summarize خلاصه کردن

vessel رگ

how often هر چندوقت یکبار

bring آوردد

go strong قوی شدن

feel like مایل بودن

gett of پیاده شدن

along در امتداد-در طول-

digest خلاصه

organ عضو

ankle قوزک پا

flow جریان داشتن