ادبیات عرفانی
ادبیات عرفانی:
بخش چشمگیری از ادب پربار فارسی به ادب عرفانی اختصاص دارد.
ادب عرفانی سرشار از معانی لطیف و شورانگیز و اصطلاحات و تعبیراتی است که بدون شناخت و فهم آنها نمی توان با اندیشه و راه عرفا آشنا شد.
عرفا کسانی هستند که به عالم درون توجه دارند.ایشان با توجه به باطن و تمسک به زهد و ریاضت،منازل و مراحل عرفان را طی می کنند تا به مبدا کل عالم و حقیقت و منشا کاینات واصل شوند.
با ظهور سنایی در آغاز قرن ششم طریقت عرفان موضوع عمده ی غزل قصیده و مثنوی های شاعران شد و از آن پس اصیل ترین و گسترده ترین بخش ادب فارسی را به خود اختصاص داد.
این ادب هم شامل نظم است و هم شامل نثر.هم فلسفه دارد و هم اخلاق.هم تاریخ دارد و هم تفسیر.هم دعا و هم مناجات.هم حدیث و هم موسیقی.مضمون آن بیشتر مذمت دنیاست و عشق به خدا و تمنای وصال او که هدف غایی سالک است.
عشق اصلی ترین موضوع عرفان است و عاشق کسی است که جز معشوق نمی بیند و جز وصل او نمی خواهد.
ادب عارفانه گاهی با روح سروکار دارد و گاهی با عقل و اندیشه.
گاه در حوزه ی ادب تعلیمی قرار می گیرد مثل:حدیقه و گلشن راز و کشف المحجوب و رساله ی قشیریه.
گاه حوزه ی شور و اشتیاق و عشق است مثل:غزلیات عرفانی سنایی،عطار،مولوی،عراقی،حافظ و منجات های خواجه عبدالله انصاری.
گاه آمیزه ی عقل و ذوق مثل منظومه های عطار و مثنوی مولوی.