1
آواز عشق:مولوی
هر نفس آواز عشق می رسد از چپ و راست ما به فلک می رویم عزم تماشا که راست
ما به فلک بوده ایم،یار ملک بوده ایم باز همان جا رویم،جمله که آن شهر ماست
خود ز فلک برتریم،وزملک افزون تریم زین دو چرا نگذریم؟منزل ما کبریاست
بخت جوان یارما،دادن جان کار ما قافله سالار ما فخر جهان مصطفاست
از مه او مه شکافت،دیدن او برنتافت ماه چنان بخت یافت،او که کمینه گداست
بوی خوش این نسیم از شکن زلف اوست شعشعه ی این خیال زان رخ چون ((والضّحا))ست
خلق چو مرغابیان زاده زاده ز دریای جان کی کند این جا مقام مرغ کز آن بحر خاست؟
آمود موج الست،کشتی قالب ببست باز چو کشتی شکست نوبت وصل لقاست
+ نوشته شده در ساعت توسط 1
|