journalist روزنامه نگار

famine قحطی

revive بهبودیافتن

commence شروع کردن

observant تیزبین،موشکاف

identify تشخیص دادن

migrate مهاجرت کردن

vesel رگ-کشتی

persist پافشاری کردن

hazy مه آلود

gleam پرتو نور

editor سردبیر

rival رقیب

unruly غیرقابل کنترل

violent خطرناک

brutal وحشی

opponent حریف

brawl جار و جنجال

underdog در مسابقه طرف ضعیف تر

thrust هل دادن،پرتاب کردن

bewildread گیج

expand گسترش دادن

alter تغییر دادن

mature بالغ،جا افتاده

scared محترم،مقدس

revise تجدیدنظرکردن،بازبینی

pledge قول،قول شرف

casual اتفاقی

persue تعقیب کردن

unanimous هم رای و عقیده

fortunate خوشبخت

pioneer پیش قدم

innovative مبتکر

slender باریک،قلمی،ترکه ای

surpass جلوافتادن

vast پهناور

doubt شک کردن

capacity ظرفیت،توانایی

penetrate نفوذکردن

pierce شکافتن،سوراخ کردن

accurate درست و دقیق

microscope میکروسکوب

cautious محتاط

grateful ممنون

confident مطمئن

appeal جاذبه و کشش،درخواست

addict معتاد،علاقه مند،اسیر

wary محتاط

aware باخبر،مطلع

misfortune بدشانسی

avoid خودداری کردن

wretched بدبخت

keg بشکه

nourish تغذیه کردن

harsh زبر

quantity اندازه

opt تصمیم گرفتن

tragedy حادثه غم انگیز

pedestrain پیاده،عابر

glance نگاه سریع

budget بودجه

nimble چابک

manipulate ماهرانه کارکردن

reckless بی احتیاط

horrid وحشتناک

rave عربده سر دادن

economical صرفه جو

lubricate روغن کاری کردن

 

ingenious مبتکر