4
harvest
خرمن،محصولabundant
فراوانuneasy
ناراحت،آشفتهcalculate
حساب کردنabsorb
جذب کردنestimate
تخمین زدنmorsel
ذره،ریزهquota
سهمیهthreat
خطر،تهدیدban
ممنوع کردن،تهدید کردنpanic
ترس و وحشتappropriate
مناسب،درخورemerge
بیرون آمدن،ظاهر شدنjagged
دندانه،ناهموارlinger
معطل نکنambush
تلهcrafty
حیله گرdefiant
گستاخانهvigor
قدرتperish
تلف شدنfragile
ظریف و شکنندهprosper
موفق بودنcaptive
اسیرdevour
با ولع خوردنplea
تقاضاweary
خستهcollide
تصادفconfirm
تایید کردنanticipate
منتظرچیزی بودنverify
اثبات کردنdilemma
دوراهی،تگناtransmit
پخش کردنrelieve
کم کردنbaffle
گیج کردنwarden
سرپرست،مسئولacknowledge
قبول کردنjustic
عدالت،انصافdelinquent
خطاکار،مقصرreject
ردکردن،نپذیرفتنdeprive
محروم کردنspouse
همسرvocation
کار و حرفهhomicide
قتلpenalize
مجازات کردنbeneficiary
وارثunstable
بی ثباتreptile
خزندهrarely
به ندرتforbid
ممنوع کردنlogical
منطقیexhibit
نمایش دادنproceed
پیش رفتن، ادامه دادنextract
بیرون کشیدن،عصاره گرفتنprecaution
احتیاط،دوراندیشیprior
قبل ازembrace
در آغوشvaliant
شجاعpartial
ناقص،محدود و کم،جزئیfierce
درنده،وحشیdetest
متنفر بودنsneer
مسخره کردنscowl
اخم کردنencourage
تشویق کردنconsider
بررسی کردنvermin
حشرات موذیwail
گریه و زاریsymbol
نمادauthority
قدرت،نفوذneutral
بی طرفtrifle
مقدار ناچیز
+ نوشته شده در ساعت توسط 1
|