harvest خرمن،محصول

abundant فراوان

uneasy ناراحت،آشفته

calculate حساب کردن

absorb جذب کردن

estimate تخمین زدن

morsel ذره،ریزه

quota سهمیه

threat خطر،تهدید

ban ممنوع کردن،تهدید کردن

panic ترس و وحشت

appropriate مناسب،درخور

emerge بیرون آمدن،ظاهر شدن

jagged دندانه،ناهموار

linger معطل نکن

ambush تله

crafty حیله گر

defiant گستاخانه

vigor قدرت

perish تلف شدن

fragile ظریف و شکننده

prosper موفق بودن

captive اسیر

devour با ولع خوردن

plea تقاضا

weary خسته

collide تصادف

confirm تایید کردن

anticipate منتظرچیزی بودن

verify اثبات کردن

dilemma دوراهی،تگنا

transmit پخش کردن

relieve کم کردن

baffle گیج کردن

warden سرپرست،مسئول

acknowledge قبول کردن

justic عدالت،انصاف

delinquent خطاکار،مقصر

reject ردکردن،نپذیرفتن

deprive محروم کردن

spouse همسر

vocation کار و حرفه

homicide قتل

penalize مجازات کردن

beneficiary وارث

unstable بی ثبات

reptile خزنده

rarely به ندرت

forbid ممنوع کردن

logical منطقی

exhibit نمایش دادن

proceed پیش رفتن، ادامه دادن

extract بیرون کشیدن،عصاره گرفتن

precaution احتیاط،دوراندیشی

prior قبل از

embrace در آغوش

valiant شجاع

partial ناقص،محدود و کم،جزئی

fierce درنده،وحشی

detest متنفر بودن

sneer مسخره کردن

scowl اخم کردن

encourage تشویق کردن

consider بررسی کردن

vermin حشرات موذی

wail گریه و زاری

symbol نماد

authority قدرت،نفوذ

neutral بی طرف

trifle مقدار ناچیز