cliche حرف تکراری

coerce مجبور کردن

coherent منطقی

condone عفوکردن

connive همدستی کردن

corpulent تنومند

covert مخفی

criterion معیار و ملاک

culpable مقصر،مجرم

cursory شتابزده

decadent فاسد

devious مرموز

digress پرت شدن،از موضوع منحرف شدن

dormant نهفته و بالقوه،غیرفعال

duress زور و فشار

egotist آدم خودخواه

elusive مبهم

emulate تقلید کردن

eulogy مدح و ستایش

exacerbate تشدید کردن،عصبانی کردن