contain حاوی-دارای

extra اضافی

honeybee زنبور عسل

magnet مغناطیس-آهن ربا

magnetic مغناطیسی

material ماده

navigate هدایت کردن

pigeon کبوتر

whale نهنگ-وال

across از سویی به سوی دیگر

current جریان

detect شناسایی کردن

field میدان-برد

get stranded به گل نشستن

ocean اقیانوس

sand back تل شن

torch battery باطری چراغ قوه

survive زنده ماندن

breathe نفس کشیدن

band متحد کردن

farther دورتر

layer لایه

surface سطح-لایه

mammal پستاندار

hibernate به خواب زمستانی رفتن

turn تغیر کردن-تغییر دادن

aerosol اسپری

avoid اجتناب کردن

diet رژیم غذایی

dust گرد و خاک

exessive اضافه-مازاد

exercise تمرینات ورزشی

fumes گاز بخار دود

humidity رطوبت

increase افزایش داشتن

irritant حساسیت زا-التهاب آور

out door هوای آ زاد-بیرون از خانه

resistance مقاومت

rest استراحت

shower دوش گرفتن

smog مه دود

bundle پشته

exchange مبادله

herdsman گله دار

sheaves دسته های گندم درو شده

sheaf دسته گندم

tally چوبخط

wheat گندم

bone استخوان

firm محکم-سخت

muscle ماهیچه

solid محکم-سفت

top up افزایش دادن-پر کردن

antractica قطب جنوب

hole چاله-سوراخ

notice توجه کردن

pale رنگ پریده

ray اشعه-شعاع نور

scientist محقق

serious جدی

shield محافظت کردن

strange شگفت انگیز-عجیب

surround احاطه کردن

ultraviolet اشعه فرابنفش

calculation محاسبه

collect جمع آوری

count شمردن

flock گله

hunt شکار کردن

imagine خیال کردن-تصور کردن

knot گره

matter مهم بودن اهمیت داشتن

miss گم کردن

pile گم کردن

represent نشان دادن-علامت چیزی بودن

rope طناب

scratch خراشیدن-خط انداختن

tie گره زدن

wild وحشی

accuracy صحت-درستی

advanced پیشرفته

amazing شگفت انگیز

carry out انجام دادن

communicate ارتباط برقرار کردن

copmlicate پیچیده

flashing درخشش-برق زده

information اطلاعات

manage ترتیب دادن-از عهده برآمدن

problem مساله-مشکل

screen مانیتور