ج
ثوابت باشد ای دارای خرمن
اگر رحمی کنی بر خوشه چینیجهان را نیست هستی جز مجازی سراسر کار او لهو است و بازی
جهان انسان شد و انسان جهانی ازین پاکیزه تر نبود بیانی
جهان آنٍ تو و تو مانده عاجز ز تو محرومتر کس دیده هرگز
جهان عقل و جان سرمایه ی توست زمین و آسمان پیرایه ی توست
جفا می کن جفاات جمله لطف است
خطا می کن خطای تو صواب استجهان آفرین تا جهان آفرید
سواری چو رستم نیامد پدیدجهان عقل و جان سرمایه ی توست
زمین و آسمان پیرایه ی توستجهان آن تو و تو مانده عاجز
ز تو محرومتر کس دیده هرگزجهان انسان شد و انسان جهانی
ازین پاکیزه تر نبود بیانیجز افسون و افسانه نبود جهان
که بستند چشم خشیارهاجهان آفرین بر تو رحمت کناد دگر هرچه گویم فسانه ست و باد
+ نوشته شده در ساعت توسط 1
|