-ارزش علی در بی نیاز بودنش از دیگران نیست بلکه در احساس کردن نیازهای بلندتر و متعالی تر اوست نسبت به دیگران و همچنین در احساس نیازمندتر بود ن و احساس کمبود بیشتر او در هستی که دیگران چنین احساسی ندارند.

 

علی تنهاست!

درد علی دو گونه است:

یک درد ، دردی است که از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس می کند ، و درد دیگر دردی است که او را تنها در نیمه شب های خاموش به دل نخلستان های اطراف مدینه کشانده ... و به ناله آورده است.ما تنها بر دردی می گرییم که از شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس می کند.

اما ، درد علی این نیست؛

دردی که چنان روح بزرگی را به ناله آورده است ، "تنهایی" است ، که ما آن را نمی شناسیم !

باید این درد را بشناسیم ، نه آن درد را ؛

که علی درد شمشیر را احساس نمی کند ،

و ... ما

درد علی را احساس نمی کنیم.

 

 

خدایا!

مسئولیت های شیعه بودن را که علی وار بودن و

علی وار زیستن و علی وار مردن است ، و علی وار پرستیدن

و علی وار اندیشیدن و علی وار جهاد کردن و علی وار کار کردن و

علی وار سخن گفتن و علی وار سکوت کردن است-تا آنجا که در توان این بنده ی ناتوان علی است ،

همواره فرایادم آر.

 

-تشیع یعنی اسلام ناب.این شیعه نیست که دو اصل عدل و امامت را بر اسلام افزود.اسلام منهای عدل و امامت دین اسلام منهای اسلام است.

علی بر محمد اضافه نشده است.علی را گرفته ایم تا محمد را گم نکنیم.

-علت اصلی عقیم ماندن ایمان به اسلام محمد و راه علی و کار حسین این است که اینها را نمی شناسیم به اینها عشق داریم ولی شعور نداریم.محبت هست و معرفت نیست.

خدایا اینها علی را تا خدا بالا می برند و آنگاه او را تا سطح کسی که از ترس به خلاف شرع رای می دهد و به زور با خائن بیعت می کند پایین می آورند.

دعا در چهره ی مردانی مثل علی زیباست که از شمشیرش مرگ می بارد و از زبانش عاجزانه ناله و از چشمانش اشک.این زیباست.

-علی آشکارترین حقیقت و مترقی ترین مکتبی است که در شکل یک موجود انسانی تجسم یافته است.